امروز 27 تير است چند سال قبل يعني دقيقا در 27 تير سال 1367 در چنين روزي ايران با پذيزش قطعناممه شماره 598 شوراي امنيت سازمان ملل با جنگ خود با عراق به طور رسمي پايان داد.
قطعنامه براي پايان دادن به جنگ هشت ساله بين ايران و عراق تنظيم شده بود و توسط شوراي امنيت سازمان ملل به تصويب رسيده بود
ولي ايران از پذيرش آن سر باز ميزد.
اين قطعنامه در 30 تير سال1366 صادر شد ولي يک سال بعد در 27 تير مورد قبول حاکميت ايران قرار گرفت.مسئله اين است چرا ايران اين قطعنامه را قبول کرد در حالي که قبلا آن را نپذيرفته بود و يا در اين يک سال چه اتفاقي افتاد که ايران مجبور شد به آن تن دهد
مهندس ملكي، مسئول ثبت مذاكرات ايران و عراق مي گويد :
“در 25 تير 67 جلسه اي در تهران با حضور سران سه قوه، اعضاي مجلس خبرگان، شوراي نگهبان، شوراي عالي قضائي و دو نماينده از طرف حضرت امام يعني مرحوم حجت الاسلام و المسلمين سيد احمد خميني و آيت الله توسلي و آيت الله مهدوي كني تشكيل شد
چهار گزينه در آن زمان وجود داشت. يكي بحث ميانجيگري الجزاير بود. ديگري پيشنهاد پاكستان به واسطه گري. و بعد هيأت ميانجيگري سازمان كنفرانس اسلامي كه در تهران به سر مي برد و گزينه چهارم پذيرش قطعنامه بود. همان طور كه مي دانيد در كل جنگ 12 قطعنامه و 10 بيانيه از طرف شوراي امنيت صادر شد. به هر حال در اين جلسه كه وزير امور خارجه هم به دليل مسافرت حضور نداشت و نماينده اي هم از وزارت خارجه نبود، نتيجه اين شد كه پذيرش قطعنامه 598 بهتر از راههاي ديگر است.”
اما منظور وي را با اين سخنان رفسنجاني بهتر مي شود درک کرد
” قطعنامه را مدتي پيش از اينكه بپذيريم شوراي امنيت صادر كرده و عراق هم پذيرفته بود، ولي ما آن را قبول نداشتيم.
ايران ميگفت در اين قطعنامه بايد تنبيه متجاوز گنجانده شود و تكليف خسارات وارد شده به ما مشخص شود و اين چيزي بود كه عراقيها نميپذيرفتند”
اما آيا واقعا قصدشان هم همين يود .آيا هنگاميکه بعد از فتح خرمشهر قطعنامه دوم اين جنگ توسط شوراي امنيت صادر شد وکشورهاي حاشيه خليج فارس متعهد شدند قرامتي به ميزان 160 ميليارد دلار به ايران بدهند ايران آن را پذيرفت جواب منفي است و ابته تا اين لحظه هم هيچگونه خسارتي يه ايران داده نشده است
رفسنجاني در اين باره مي گويد
” در ايران آن موقع هيچ كس آمادگي پذيرش آتش بس را نداشت و در همان موقع،جلسه شوراي عالي دفاع، براي تعيين تكليف ادامه جنگ تشكيل شد كه امام فرمودند كه هيچ كس از آتش بس صحبت نكند و اين جنگ بايد تا اهدافي كه داريم ادامه يابد.”
اين اهداف چيست که باعث مي شود جنگي به اين خانمان سوزي شش سال ديگر ادامه پيدا کند
رفسنجاني سپس در باره اهداف خميني چنين اضهار نظر مي کند
” امام (ره) در دوران جنگ مخالف وارد شدن به خاك عراق بودند ادلههاي ايشان نيز قابل توجه بود و بيشتر فكر ميكردند كه در صورت وارد شدن به خاك عراق مردم عراق آسيب خواهند ديد، ولي نظاميهاي ما گفتند كه نميشود وارد نشويم چرا كه در اين صورت عراقيها خود را تجهيز ميكنند و ما ناچار هستيم يا به جنگ ادامه ندهيم و يا وارد خاك عراق شويم.
امام (ره) نيز به شرط اين كه جايي وارد خاك عراق شوند كه مردم آسيب نبينند موافقت كردند به همين دليل در عمليات صورت گرفته جايي انتخاب ميشد كه مردم نبودند “
قضيه بسيار جالب مي شود کشوري به ما حمله ميکند و قسمتي از خاک ما را اشغال مي کند .
حمله عراق به خاک ايران در 29 شهريور 1359 انجام ميشود و ارتش عراق در خاک ما پيشروي مي کند در 6 مهر همان سال يعني دقيقا يک هفته بعد قطعنامه از سوي شوراي امنيت صادر و از طرفين خواسته مي شود در همانجا که هستند بياستند و نجنگند توجه کنيد که حرف برگشتن به مرزهاي بين المللي نيست .ارتش ايران از بين رفته و عملا بي دفاع است و دست بالا را هم در بعد نظامي و هم سياسي عراق در اختيار دارد وايران ضعيفترين دوران خود را مي گذراند.
دومين قطعنامه درباره اين جنگ 22 ماه بعد صادر مي شود يعني زماني که ارتش ايران بازسازي شده و عملياتهاي پيروزمندانه اي را انجام داده و عراق در حال خارج شدن از کشور با تلافات بسيار بالاست
با توجه به مشهود بودن طرفداري بسياري از کشورهاي صاحب قدرت و نفوذ سياسي آنها در ارکان مهم بين المللي ايران هم بعد از آنکه خرمشهر را پس گرفت با توجه به اينکه قرامت هم از سوي اعراب پرداخت ميشد و مرزها هم همان مرزهاي قبل بود چرا ايران اين قطعنامه را قبول نکرد .
مگر در يک جنگ چه اهدافي وجود دارد .
گرفتن غرامت
خارج کردن ارتش متخاصم از کشور
قبول کردن معاهدات بين المللي پيش از آن
و وقتي هم که قرار ميشود به ايران غرامت پرداخت شود متخاصم هم به طور واضح مشخص است
و هم اينکه ايران پيروز اين جنگ است
ولي با همه اينها مخالفت مي شود از سوي رهبر ايران و وي خواستار ادامه جنگ تا رسيدن به اهداف مي شود !
پس هدف چيست؟
آيا چيزي غير از تسخير عراق است
آيا آن جمله معروف که مي گويد راه قدس از کربلا مي گذرد نيست
آيا چيزي جز حس قدرت طلبي يک شخص بي لياقت است
قطعنامه 598
با اين که ايران ميتوانست در اوج قدرت به اين جنگ پايان دهد و تا ابد به اين پيروزي بزرگ
ببالد اينگونه نشد
جان انسان هاي شجاع و پاک دل ايران بايد فداي قدرت طلبي آدمي مي شد که روياي تسخير عراق و نابودي اسراعيل و رسيدن به عنوان تنها رهبر مسلمانان جهان را داشت
حال وقتي اين آدم دو روز بعد از بر باد رفته ديدن اين آرزوها از قبول کردن اين شکست به عنوان جام زهر و نوشيدن جام زهر ياد مي کند .واقعا براي او جام زهر است و براي ايران شکست و سرافکندگي وي فقط براي حفظ حکومت خود در ايران اين قطعنامه را مي پذيرد .
آمريکا به هواپيماي مسافربري ايران شليک مي کند و آن را از بين مي برد ايران چه ميکند ؟ دستها را به نشانه تسليم بالاي سر ميبرد
براي چه جان انسان هاي بيگناه کشته شده در آن حادثه براي حکومت بي ارزش است چون نمي خواهد بيشتر از اين به آمريکا بهانه دهد و باعث ورود او به جنگ و نابودي خود شود.تنها هدف در تمام اين مدت حفظ حکومت خود است حتي به ازاي از دست دادن شرافت ايران حتي به ازاي کشته شدن انسانهاي بيگناه .
حوادث تابستان همان سال پذيرش قطعنامه يعني تا دو ماه بعد از آن کاملا نشانگر اين موضوع است
خميني به اهداف خارج از ايران نرسيده و حاظر نيست حکومت خود را هم از دست بدهد پس دست به کشتار مي زند .
تمام مخالفين وي به صورت دسته جمعي به قتل مي رسند بيش از چهار هزار نفر.
در اين مقاله بحث بر روي قطعنامه 598 بود و کشتار تابستان سال 67 فقط براي اين ذکر شد تا تاکيدي دوباره بر اين باشد که اگر زهري نوشيده شود و آن فرد نميرد بي شک انسان هاي ديگري خواهند مرد
