شرح اتفاقات بین من و آقا یا:……….. آقا بزار دستتو ببوسم

عقربه ی ساعت روی ده صبح بود با پریشانی بیدار شده بودم هنوز گیج و منگ خوابی بودم که من را اینگونه از خود بی خود کرده بود
همه جا تاریک بود هیچ چیز معلوم نبود  خیلی می ترسیدم حتی می ترسیدم حرکت بکنم ناگهان در آن تاریکی نوری تابید و دری باز شد .مردی در میان در به من چشم دوخته بود و با مهربانی به من نگاه می کرد ،کمی جا خوردم ولی خیلی خوشحال شدم با اعتماد به نفسی که نمی دانم از کجا پیدا شده بود به او سلام کردم .
گفت: علیکم السلام . آقا منتظر شماست گفتم آقا دیگه کیه ، یکدفعه برگشت و با حالتی که مشخص بود ناراحت شده گفت آقا ، آقاست دیگه مگه چند تا آقا تو دنیا وجود داره .من که چیزی سر در نیاوردم برای همین دیگه هیچینگفتم و به دنبالش راه افتادم تا رسیدیم به یک در دیگه گفت اینجا بمون و خودش رفت تو اتاق و بعد برگشت و گفت آقا شما را می بینند .
رفتم تو اتاق کسی رو دیدم که باورم نمی شد خود آقا بود گفتم سیدعلی تو این جا چه کار می کنی گفت اینجا سیدعلی و خامنه ای و این چیزا نداریم اینجا من آقا هستم و همان قدر که تو منو می شناسی من هم تو را می شناسم تو همونی نیستی که تو اون اینترنت خراب شده علیه من می نویسی گفتم نه آقا مگه من کرم دارم من شما را خیلی دوست دارم . اصلا اینقدر شوکه شدم که یادم رفت سلام کنم آقا بزار دستتو ببوسم گفت ساکت تو مگه نمی نویسی که من دیکتاتورم و تروریست تربیت می کنم .
نه آقا به خود دروغ گفتن شما فقط به فکر صلح و دوستی هستید هر کسی غیر این گفته غلط کرده اصلا شما از این کارار بلد نیستین
آقا:مردک من بلد نیستم اینجا هم که داری تیکه می پرونی می دم بخورند ها .میگه من بلد نیستم پس فکر کردی حزب الله واسه کی کار می کنه یا این حماس مادر مرده رو کی بزرگش کرده .
من:آقا این ها که تروریست نیستن عربها کشتن تو فرهنگشونه اگه نکشون از افسردگی می گیرن مگه نمی بینی تو عراق چه کارها که نکردن هی بمب پشت بمب مگه شما بودی که اون بمبها رو منفجر می کردی
آقا:آخه احمق عربها که اون موقع تو سوراخ موش بودن کسی جرات نمی کرد بیاد با آمریکا بجنگه من به این سپاه قدس امر کردم برن یه خورده تفریح کنن وگرنه عربها مال این حرفها نیستن
من:خب حالا با من چیکار می خواهین بکنین من که از عمد نگفتم همه می گن من گفتم بگم
آقا: چرا نمی فهمی خنگ خدا توی پست های قبلیت گفتی من اشاعه دهنده تهاجم فرهنگی هستم و من از تروریسم حمایت می کنم . عین آدم بگو ببینم گفتی یا نگفتی
من:گفتم آقا غلط کردم چشمامو در نیارین تو رو خدا
آقا:حرف مفت نزن کی با چشات کار داره ، ببین پسر خوب من که نمی گم هیچی نگو فقط انصاف هم رعایت کن .آخه من تهاجم فرهنگیم اصلا تو اینو نمی همی که من خودم یه پا فرهنگم .کدوم آدمی به جز اینا که از روی من شبیه سازی شدن می تونن مثل من حرف بزنن
یا کدومشون می تونن با یه دست، هم تو سر ملتش بزنه هم تروریست تربیت کنه هم با آمریکا بجنگه هم خودشم یه پا فرهنگ باشه .هان.
من:به به ، ماشاالله ،بنازم این همه هنر و فرهنگو .
آقا:چیه ترسیدی بلا ملا سرت بیارم داری مثل این بسیجیا سرسره بازی می کنی ،اینقدر ازش نرو بالا یه مزه بزن ببینم مثل محمود می خوری
من:(تو دلم می گم عجب شکری خوردم درباره این جانور نوشتم ها ) آقا هر چی درباره من گفتن دوروغه .
آقا :یعنی هنوزم میگی من عرضه این کارا رو ندارم
من :نه بابا کی گفته شما اینهمه کار کردی
آقا :به اینا می گی کار تازه افغانستان و پاکستان نگفتم .اصلا تو میدونی اینایی که زدن هند و لت و پار کردن کی بودن
من:خب آقا همه می دونن پاکستانی بودن .هندی ها هم همینو گفتن.
آقا :دیدی ساده ای . کار بروبچ ما بود .به این پاکستانیا گفتم ریگی بگیرین بدین دست ما ،مسخره مون کردن گفتن شما عرضه ندارین .من هم یه کاری کردم که جنگ بشه تا دیگه از این غلط ها نکنن
من:دمت گرم چه کردی آقا ، فدات شم پس من چرا تا حالا اینقدر از یه همچین آدمی به این بزرگی و قدرت بد می گفتم
آقا :خب خنگی دیگه
من :آقا من مخلصتم از فردا اول از همه خودم دستمال به دست وایسادم اینجا .
آقا :نخواسته فعلا با این اینگیلیس و اسراعیل کل انداختیم فردا میری قلهک و سفارتهای اینا را با چند عرب می ریزی به هم تا ببینم کارت چطوره
من:چشم.چاکرتم

پا شدی آخه مگه تا لنگ ظهر هم می خوابن .من چه گناهی کردم که بچم این شکلی شده ای خدا.
چی میگی مامان ،من ارشاد شدم روح رهبر بزرگ در من حلول کرده از این به بعد من فقط چاکر اسلام و نمایندگیش تو زمین هستم .
فعلا باید برم جلوی سفارت کار دارم بعدش که اومدم میرم دهن این بالا کافرها رو سرویس می کنم
پسرم ،کار پیدا کردی.حقوقش چطوره
توپ توپه مامان

یه توپ دار قل قلیه ………… اسلام من چه خوب و عالیه

چند روز پیش مطلبی نوشتم و در آن ازتهاجم فرهنگ عربی و تداوم و اصرار بر اجرای آن از سوی بالاترین مقامات کشور گلایه کردم چند دوستی به اظهار نظر پرداختند . انتظار داشتم طرفداران سیاسی رهبر و همچنین افراطیون مذهبی آن را به زیر سوال ببرند .
ولی چیزی که باعث شده این پست را بنویسم مباحثه با یکی از همین آقایان است که ایشان به صورت نظر در زیر همان پست ذکر شده آن را نگاشته است. ولی متاسفانه به هیچ یک از ایرادات بنده جواب نداده و سعی بر مقدس نشان دادن خود و مذهبش برآمده بدون پاسخ گویی به انتقادات برای جلوگیری از پراکندگی مطالب و بحثها، آن نظرها و جوابها را نقدی کوتاه ابنجا می آورم.
اگر آن پست را نخوانده اید آن را از اینجا اینجا بخوانید
در آن پست من چهار ایراد به رهبری گرفتم که خواهان مبارزه با تهاجم فرهنگی است

1-این جناب رهبر لباساش ماله یه فرهنگه بیگانه است اگه نگیم یه فرهنگ دشمن که همه میدونیم به زور وارد ایران شده.
2-این جناب رهبر تصمیمش رو گرفته و مبارزه را اول خودش شروع کرده پس
حرفاشو با یه زبان بیگانه شروع می کنه که مال یه فرهنگ بیگانه است
3-جوانان را به مبارزه با غرب فرا می خواند و ما نمی فهمیم که چرا از شرق چشم پوشی می کند لابد به خاطر روسیه و چین
4-حالا با این سن و سال خسته شده می خواد بره ،پس مبارزه رو بی خیال میشه و دوباره با یه زبان بیگانه با ما خداحافظی میکنه 

نگارنده سایت تارنما با نظر اول خود به تمام انها را فراموش کرده و میگوید اسلام به زور وارد ایران نشده و چرا من از کلمات عربی استفاده میکنم
شما هم که از عمال بیگانه! هستی. شمردی از اول تا آخر مطلبت چند تا کلمه ی بیگانه!!(عربی ـ تازی) بکاربردی؟(من شمردم. دقیق 53 مورد)
کمی اندیشه! همین!
اسلام هم به زور وارد ایران نشد. اگه همکاری عموم مردم با فرهنگ ایران نبود، عمرا مسلمونا میتونستند ایران را شکست بدهند

 
به او میگویم:

میدونی بابک چند سال بعد از حمله اعراب به ایران کشته شده ما همیشه در حال مبارزه بودیم الان هم هستیم
در مورد نوع نگارش من هم میدونم که حق با شماست ولی حداقل این کلمات به
نوعی فارسی شدن در اثر استفاده زیاد از اونها و من هم مثل رهبر نیستم که
جمله یا کلمه ای که یک معنی قابل فهم و ورد زبان را به عربی بگم

ایشان در جواب اینکه بابک چند سال بعد از حمله اعراب کشته شد را با باز نویسی تاریخ اینگونه بیان میکنند

اسلام در ابتدا با جنگ وارد شد. ولی
چون مردم ایران فرهنگ اسلام را همخون فرهنگ خودشون دیدند، به راحتی بهش تن
دادند.

عجیبه نه در فاصله چند ساعت ایشون تاریخ را بازنویسی میکند.
خب براحتی می شود فهمید با لو رفتن اینکه عربها به ایران حمله کردند ایشان بحث را عوض می کنند به این که خب کردن که کردن ایرانیها اسلام با آغوش باز پذیرفتند
از قضا عربها مسلمان بودند و دلیلشون هم که خب مشخصه ثروت ایران ولی با بهانه بسیار منطقی دست از کفر کشیدن ایرانیان به ایران حمله میکنند و امر به معروف و نهی از منکر در آن لحظه متولد می شود
و چون ایرانی دینی بسیار منطقی عربها را میبینند خب اسلام حلوا حلوا میکنند

ایشون میرن سراق بند نه غربی نه شرغی که جدیدا شده فقط نه غربی
و می فرمایند

راستی شما که از فرهنگ ایرانی سخن می گویید می توانید بگویید مد
لباس و غذا و معاشرتتان از کدام سنخ فرهنگ ایرانی است؟ می توانید قطعه ای
از لباستان که ایرانی اصیل است و دستخوش دیگر فرهنگها قرار نگرفته را برای
ما نام ببرید؟ اصلا شما فرق تعامل فرهنگی با تهاجم فرهنگی را میدانید؟

ولی جواب نمی دهند که کجای لباس جناب رهبر مال فرهنگ ایرانی است ،عباش یا عمامه ی آقا

در دیگر سخنانشان به سراغ جامعه فعلی رفته و در جواب اینکه چرا نماز اجباری در مدارس وجود دارد چنین می گوید

این
که در مدارس آموزش و پرورش ساعت نماز داریم، فقط به جهت مطالبه ی عمومی
است. یعنی کسانی که به دلخواه خود کودکانشان را به مدارس اسلامی ایران می
سپارند و در فرم ثبت نام دین خود را اسلام معرفی می کنند، طبق فرهنگ
اسلام، از مدرسه انتظار هم دارند که معارف نظری و عملی اسلام را به آنها
بیاموزند و آنها را مسلمان تربیت کنند. همین الان اگر والدینی در فرم ثبت
نام، دین خود را کلیمی، مسیحی، زرتشتی یا … معرفی کنند، فرزندان آنها به
هیچ وجه به نماز جماعت دعوت نمی شوند

ایشان احتمالا فکر نمی کند که آنها مغز خر خورده اند که بگن یهودی هستند یا مثلا وهابی .چون همه می توانند حدس بزنند که اثلا آنها را ثبت نام نمی کنند هر روز هم که از یک جای ایران از این خبرها می یاد یا اگر هم موفق به ثبت نام بشوند دچار آپارتاید مذهبی میشوند
خب مشخصه آنها هم یک کلام می گویند مسلمان.
و دیگر اینکه ما مگر مدرسه اسلامی داریم که باید طبق قوانین اسلامی اداره شود
خب ایشان نمی گوید چرا در مدارسی که برای مثلا مسیحی ها وجود دارد دختران باید حجاب داشته باشند مگر نگفتید نماز به خاطر مظالبه ی عمومی است فکر نمی کنم هیچ مسیحی به حجاب به چشم مطالبه نگاه کند

و دیگر نکته اگر آنها با دینی غیر از مسلمان بهثبت نام در آیند و سابقه ای از آنها در بانکهای اطلاعاتی کشور باشد دیگر شغلی رسمی و دولتی به آنها داده نمی شود حتی اگر بگویند که مسلمان شده اند

این دوست گرامی مطالب گهربار دیگری نوشته اند که خارج از بحث بود در هر حال من همچنان منتظر جواب ایشان یا همفکرانشان در مورد آن چهار مطلب پست قبلی می مانم .
بدیهی است که ایشان مختارند این پست بنده را به هر نحوه که مناسب دیدند پاسخ دهند 

 

آقای خامنه ای شما مصداق بارز تهاجم فرهنگی هستید

چقدر به شما اهمیت داده می شه .وقتی داری در معدود ساعتهایی که به صداوسیمای ایران نگاه می کنی ناگهان به فیض دیدن آگهی نایل می شوی و بعد از چندین دقیقه اعصاب خوردی کانال رو عوض می کنی یه بابایی داره از تهاجم فرهنگی حرف می زنه و بعدش آقا (علی خامنه ای) میاد برات صحبت میکنه “بسم الله الرحمن الرحیم ” و یه چند تا کلمه دیگه میگه و بعد هم شروع میکنه به جور کردن کار برای جوانان وطن کارشون چیه مبارزه با تهاجم فرهنگی . اما یه چند تا مشکل اساسی وجود داره
1-این جناب رهبر لباساش ماله یه فرهنگه بیگانه است اگه نگیم یه فرهنگ دشمن که همه میدونیم به زور وارد ایران شده.
2-این جناب رهبر تصمیمش رو گرفته و مبارزه را اول خودش شروع کرده پس حرفاشو با یه زبان بیگانه شروع می کنه که مال یه فرهنگ بیگانه است
3-جوانان را به مبارزه با غرب فرا می خواند و ما نمی فهمیم که چرا از شرق چشم پوشی می کند لابد به خاطر روسیه و چین
4-حالا با این سن و سال خسته شده می خواد بره ،پس مبارزه رو بی خیال میشه و دوباره با یه زبان بیگانه با ما خداحافظی میکنه

تذکر مهم :هر گونه شباهت زبان عربی ، پوشش عربی ، گفتار عربی و در نهایت کردار عربی بعدا از سوی ذوب شدگان جناب رهبر تکذیب شده و این فرهنگ تازی جزی از یگانه فرهنگ ایرانیان می شود.

امروز تولد یک عرب است. آیا امروز روز پدر است؟

هشدار : این نوشتار ممکن است برای شیعیان رنجش بدنبال داشته باشد .اگر شیعه هستید این را نخوانید

امروز 26 تیر سال خورشیدی مصادف با 13 رجب قمری است
امروز در ایران تعطیل رسمی است
علت : تولد امام اول شیعیان و روز پدر

سوال : چرا؟
چرا یعنی این که چرا باید امروز تعطیل اعلام شود و چرا این روز را به نام روز پدر می خوانند(البته این عنوان چند سالیست که به این روز خاص داده شده)
اول می پردازم به این که چرا باید امروز تعطیل رسمی باشد .
در هر کشوری چند روز خاص وجود دارد که در آن روز مردم کارهای خاصی انجام میدهند که مربوط به خاص بودن آن روز است . مثلا در روزهای جشن مردم به جشن و سرور می پردازند و آشنایانشان را به میهمانی دعوت می کنند و یا به میهمانی آنها می روند و …
حال چه چیز باعث خاص بودن آن روز میشود . معمولا مردم به خاطر اتفاقی که در گذشته در یک روز افتاده سالگرد آن روز را در سالهای بعد گرامی میدارند.
این اتفاق به طور حتم به آنها ربط پیدا میکند مثلا می تواند سالروز تولد یا مرگ یک شخصیت مهم کشورشان باشد یا سالروز پیروزی یا جشن های باستانی آن کشور.
اما در کشوری مثل ایران که توسط مردمش اداره نمیشود هم این مثال درست است .مخصوصا وقتی که آنهایی که در مسند قدرت هستند با فرهنگ عامه مردم مشکل دارند و آن را ناپسند تلقی میکنند .
مثالی که برای جمالات بالا می شود آورد تعطیلی امروز است .
چگونه : سالها پیش کودکی عرب از پدر و مادری عرب در یک کشور عربی به دنیا می آید بزرگ میشود و بر علیه ایران (کشور ما)می جنگد آن را اشغال و مردمانش را میکشد اموالشان را تاراج می کند فرهنگ آنها را به تمسخر می گیرد و دینشان را توهین تلقی میکند و تلاش مینماید دین خود را که بهانه این حمله وحشیانه است به خورد آنها بدهد چند سال بعد آن عرب قدرت اول اعراب می شود و به خلافت می رسد و چهارمین خلیفه مسلمانان تا ابد باقی میماند .

او کیست : علی خلیفه چهارم مسلمانان و امام اول شیعیان.
امروز به خاطر او در ایران تعطیل رسمی است آیا او که روزگاری دشمن ایرانیان و اشغالگر کشور ما بوده و تلاش کرده فرهنگ اصیل ایرانی را از بین ببرد چنین شایستگی دارد. آیا کشور دیگری را سراغ دارید که روزی را به افتخار تولد کسی که کشورشان را تصاحب کرده تعطیل رسمی کرده باشند.فکر نمی کنم جوابتان مثبت باشد .
پس چرا ایرانیان که به عشق ورزی به وطنشان مشهورند چنین کردند. آیا این می تواند تصمیم خود مردم ایران باشد یا گروه دیکتاتوری که به رهبری علی خامنه ای ایران را تبدیل به جزئی از کشورهای عربی تبدیل کرده.آیا در زادگاه او این روز تعطیل است. درجهان یک میلیارد و سیصد میلیون مسلمان در کشورهای مختلف زندگی میکنند آیا آنها تولد این عرب را تعطیل کرده و برایش جشن میگرند . از آن یک یک میلیارد و سیصد میلیون مسلمان حدود دویست میلیون نفر شیعه هستند که در کشورهای ایران عراق جنوب پاکستان و جنوب لبنان و اندکی هم در بحرین و بقیه در کشورهای دیگر پخش هستند کدام کشور دیگر به جز ایران آن روز را تعطیل اعلام
کرده اند.

پس در ایران تولد کسی را تعطیل می کنند که
1-عرب است
2-دینی غیر از دین ایرانی دارد
3-به کشور ما حمله کرده و آن را تا جایی که تونسته در اشغال خود نگه داشته
4-ایرانیان را انسانهای درجه دو حساب کرده و به بردگی گرفته و به دین و فرهنگشان توهین کرده
5-و اگر بخواهیم بگوییم تا هزار شماره میرسد

پس چرا این اتفاق در ایران افتاده اینکه خواست مردم ایران نیست .جز این که کسانیکه در ایران قدرت را در دست دارند با این کارها خود را نماینده او و فرزندانش و سپس خدا می دانند میخواهند همچنان باشند ولی به چه قیمتی در این که آنها خاعن هستند شکی نیست ولی فکر نمی کردم که اینقدر احمق هم باشند که دینی که هزار و چهارصد سال توانست در ایران زنده بماند با همین کارها در سی سال فاتحه اس خوانده شد

روز پدر
این یکی قدمتی سی ساله ندارد و چند سالی میشود مد شده هفت یا هشت سال و در راستای خانواده ی خدایی است چرا که روز تولد زنش را روز مادر کردند (طفلکی در 9 سالگی مادر شد فکر میکنید چیزی از مادر بودن فهمید) و این هم باید روز پدر باشد ولی چرا اینقدر دیر به فکر افتادند
البته این پدر شباهتی به پدرهای ایرانی ندارد او موفق شد تا 63 سالگی چندین زن جوان بخوانید کودک برای خود دست و پا کند این بغیر از کنیزکانی است که جز اموال شخصی وی بودند و با رکورد 17 دختر و 18 پسر در حالیکه احساس جوانی می کرد کشته شد.
آیا پدر در ایران میشناسید که دارای چیزی نزدیک به این رکورد باشد
آیا می توانید بگویید که چه کسی در ایران این مرد را الگوی خود میداند به جز متعصبین اندک شیعه
و در آخر یک سوال چرا امروز باید تعطیل و روز پدر اعلام شود

به خاطر خامنه ای خسروپرویز رو خفه می کنم

تو این چند روزه آنقدر هرس خوردم که حد نداره
اعصابم به شدت خراب شده از بس بی لیاقتی دیدم از بس خیانت دیدم از بس بی عدالتی دیدم
توی اخبار رسیده از پاسارگاد نوشته که بخشی از هویت ما در حال تخریب نه تنها هویت بلکه یکی از آثاری که مایه
فخر هر ایرانی در هر کجای دنیا .
آرامگاه کوروش بزرگ توسط عوامل شیطان بزرگ (خامنه ای ) فکر کردین می خواهم بگم آمریکا نه دقیقا عوامل حکومت داره تخریب میشه این یه حادثه نیست یک برنامه از پیش برنامه ریزی شده است
اون وقت رهبر میاد در همان روز پیشنهاد میده کشورهای اسلامی هم دارای نماینده بشن توی شورای امنیت .

این خیانت ها همیشه بوده که به جای میهن پرستی دستمال کشی عربها را بکنند ولی این دیگه زر اضافه است
یادمه تو اول یا دوم راهنمایی بود تو یه درس تاریخ درباره خسرو پرویز و نامه پیامبر اسلام که خسروپرویز
اون نامه رو پاره کرد چنان نوشته بود و معلم هم آنچنان به ما فهموند که این کار کفره تو دنیای بچگی و رویاهام
می خواستم که اونجا باشم اون لحظه و خسروپرویز رو خفه کنم
این هم از میهن پرستی و وطن دوستی ما در آموزش و پرورش
مرگ بر جمهوری اسلامی