راز بقا

در بین تمام موجودات زنده ما انسان ها تنها موجوداتی هستیم که هم نوع خودمان را می کشیم. دنیایی که هزاران موجود در آن زندگی می کنند و هر روز هزاران و شاید میلیون ها موجود دیگر به دنیا می آیند و از دنیا می روند ولی کماکان ما تنها موجوداتی هستیم که قادر به کشتن هم نوع خود هستیم.
جالبتر از همه آن است که در این دنیا ما انسان ها حکومت می کنیم . ما تنها موجودات متمدن در روی زمین هستیم ، این را یکی از دوستان می گوید ، ولی جال سوال دارد که چطور ما تنها موجودی هستیم که قادر است به جز موجودات دیگر هم نوع خود را نیز بکشد ،کاری که حتی درنده ترین حیوانات نیز از آن پرهیز می کنند . گرگ،شیر،ببر،پلنگ،کفتار، اینها همه نشانی از درنده خویی است ولی عجیب است که آنها یکدیگر را نمی کشند این ما هستیم که این کار را می کنیم بله ما انسان ها به جز تمدن تماییز دیگری هم با دیگر موجودات داریم .
ما قادریم بکشیم ،همه چیزرا ، حتی هم نوع خود را و عجیبتر آن که در بعضی مواقع این کار را با چنان شوق و لذتی انجام می دهیم که گویی در آن لحظه شیرین ترین لحاظات زندگی را سپری می کنیم.
از حق نگذریم بعضی وقتها دلمان نمی خواهد ولی همچنان انجامش می دهیم و بعد توجیحش می کنیم ، بعضی وقتها هم احتمالا بدمان می آید و با خود عهد می کنیم حداقل کمی متمدن باشیم. ولی باز تکرار و تکرار…
ولی مطمئن هستم هر چه که باشیم و هر کاری که کرده باشیم روزی در جایی به نقطه ای خیره می شویم و به این مساله فکر می کنیم که چرا ما این گونه هستیم .چرا دیگر موجودات نه ، شیر ها و گرگ ها و کفتارها که بیشتر از ما لایق این توحش هستند ، خب همه می دانند که ما موجوداتی متمدن هستیم . پس چرا دقیقا ما توانایی این را داریم که توحش را به این حد از کمال برسانیم.
به شخصه تا این لحظه هیچ جوابی که در خور این سوال باشد پیدا نکرده ام .
من عشق را دیده ام ، مهربانی ها را و ایثار را ، معنای از خود گذشتن را به وضوح لمس کرده ام و درست زمانی که خواسته ام باور کنم که دیگر بدی مرده انسانهایی را دیده ام که فقط نامی از انسان را یدک می کشند و توحشی را از خود نشان می دهند این موجودات متمدن که حتی از عهده وحشی ترین حیوانها نیز بر نمی آید.
و من ساده باز با اين همه سیاهی با این همه تاریکی ، امید به فردایی دارم که شرارت دنیای ما را ترک می کند و نیکی در جهان گسترده می شود می دانم زود نخواهد بود ولی می دانم که حتی ما انسانها هم روزی از این وضع خسته خواهیم شد. از کشتار، از وحشی گری، از هر چیز بدی خسته خواهیم شد، دیگر هیچ دیکتاتوری نخواهد بود هیچ تروریستی و هیچ بند و زندانی ، دیگر کسی دین و مذهبی را که خواستار کشتار است پیروی نخواهد کرد ،هیچ کس خدایی را که فرمان انتقام میدهد و کشتار، باور نخواهد کرد .
زود نخواهد بود ، ولی خواهد بود.

راز عاشقی

اگر روزی از شما خواستن برای عشقتان بمیرید اینکار را نکنید

چون عشق نیازی به مردن ندارد ولی همیشه یک عاشق برای عشق نیاز است