ولی چیزی که باعث شده این پست را بنویسم مباحثه با یکی از همین آقایان است که ایشان به صورت نظر در زیر همان پست ذکر شده آن را نگاشته است. ولی متاسفانه به هیچ یک از ایرادات بنده جواب نداده و سعی بر مقدس نشان دادن خود و مذهبش برآمده بدون پاسخ گویی به انتقادات برای جلوگیری از پراکندگی مطالب و بحثها، آن نظرها و جوابها را نقدی کوتاه ابنجا می آورم.
اگر آن پست را نخوانده اید آن را از اینجا اینجا بخوانید
در آن پست من چهار ایراد به رهبری گرفتم که خواهان مبارزه با تهاجم فرهنگی است
1-این جناب رهبر لباساش ماله یه فرهنگه بیگانه است اگه نگیم یه فرهنگ دشمن که همه میدونیم به زور وارد ایران شده.
2-این جناب رهبر تصمیمش رو گرفته و مبارزه را اول خودش شروع کرده پس
حرفاشو با یه زبان بیگانه شروع می کنه که مال یه فرهنگ بیگانه است
3-جوانان را به مبارزه با غرب فرا می خواند و ما نمی فهمیم که چرا از شرق چشم پوشی می کند لابد به خاطر روسیه و چین
4-حالا با این سن و سال خسته شده می خواد بره ،پس مبارزه رو بی خیال میشه و دوباره با یه زبان بیگانه با ما خداحافظی میکنه
نگارنده سایت تارنما با نظر اول خود به تمام انها را فراموش کرده و میگوید اسلام به زور وارد ایران نشده و چرا من از کلمات عربی استفاده میکنم
شما هم که از عمال بیگانه! هستی. شمردی از اول تا آخر مطلبت چند تا کلمه ی بیگانه!!(عربی ـ تازی) بکاربردی؟(من شمردم. دقیق 53 مورد)
کمی اندیشه! همین!
اسلام هم به زور وارد ایران نشد. اگه همکاری عموم مردم با فرهنگ ایران نبود، عمرا مسلمونا میتونستند ایران را شکست بدهند
به او میگویم:
میدونی بابک چند سال بعد از حمله اعراب به ایران کشته شده ما همیشه در حال مبارزه بودیم الان هم هستیم
در مورد نوع نگارش من هم میدونم که حق با شماست ولی حداقل این کلمات به
نوعی فارسی شدن در اثر استفاده زیاد از اونها و من هم مثل رهبر نیستم که
جمله یا کلمه ای که یک معنی قابل فهم و ورد زبان را به عربی بگم
ایشان در جواب اینکه بابک چند سال بعد از حمله اعراب کشته شد را با باز نویسی تاریخ اینگونه بیان میکنند
اسلام در ابتدا با جنگ وارد شد. ولی
چون مردم ایران فرهنگ اسلام را همخون فرهنگ خودشون دیدند، به راحتی بهش تن
دادند.
عجیبه نه در فاصله چند ساعت ایشون تاریخ را بازنویسی میکند.
خب براحتی می شود فهمید با لو رفتن اینکه عربها به ایران حمله کردند ایشان بحث را عوض می کنند به این که خب کردن که کردن ایرانیها اسلام با آغوش باز پذیرفتند
از قضا عربها مسلمان بودند و دلیلشون هم که خب مشخصه ثروت ایران ولی با بهانه بسیار منطقی دست از کفر کشیدن ایرانیان به ایران حمله میکنند و امر به معروف و نهی از منکر در آن لحظه متولد می شود
و چون ایرانی دینی بسیار منطقی عربها را میبینند خب اسلام حلوا حلوا میکنند
ایشون میرن سراق بند نه غربی نه شرغی که جدیدا شده فقط نه غربی
و می فرمایند
راستی شما که از فرهنگ ایرانی سخن می گویید می توانید بگویید مد
لباس و غذا و معاشرتتان از کدام سنخ فرهنگ ایرانی است؟ می توانید قطعه ای
از لباستان که ایرانی اصیل است و دستخوش دیگر فرهنگها قرار نگرفته را برای
ما نام ببرید؟ اصلا شما فرق تعامل فرهنگی با تهاجم فرهنگی را میدانید؟
ولی جواب نمی دهند که کجای لباس جناب رهبر مال فرهنگ ایرانی است ،عباش یا عمامه ی آقا
در دیگر سخنانشان به سراغ جامعه فعلی رفته و در جواب اینکه چرا نماز اجباری در مدارس وجود دارد چنین می گوید
این
که در مدارس آموزش و پرورش ساعت نماز داریم، فقط به جهت مطالبه ی عمومی
است. یعنی کسانی که به دلخواه خود کودکانشان را به مدارس اسلامی ایران می
سپارند و در فرم ثبت نام دین خود را اسلام معرفی می کنند، طبق فرهنگ
اسلام، از مدرسه انتظار هم دارند که معارف نظری و عملی اسلام را به آنها
بیاموزند و آنها را مسلمان تربیت کنند. همین الان اگر والدینی در فرم ثبت
نام، دین خود را کلیمی، مسیحی، زرتشتی یا … معرفی کنند، فرزندان آنها به
هیچ وجه به نماز جماعت دعوت نمی شوند
ایشان احتمالا فکر نمی کند که آنها مغز خر خورده اند که بگن یهودی هستند یا مثلا وهابی .چون همه می توانند حدس بزنند که اثلا آنها را ثبت نام نمی کنند هر روز هم که از یک جای ایران از این خبرها می یاد یا اگر هم موفق به ثبت نام بشوند دچار آپارتاید مذهبی میشوند
خب مشخصه آنها هم یک کلام می گویند مسلمان.
و دیگر اینکه ما مگر مدرسه اسلامی داریم که باید طبق قوانین اسلامی اداره شود
خب ایشان نمی گوید چرا در مدارسی که برای مثلا مسیحی ها وجود دارد دختران باید حجاب داشته باشند مگر نگفتید نماز به خاطر مظالبه ی عمومی است فکر نمی کنم هیچ مسیحی به حجاب به چشم مطالبه نگاه کند
و دیگر نکته اگر آنها با دینی غیر از مسلمان بهثبت نام در آیند و سابقه ای از آنها در بانکهای اطلاعاتی کشور باشد دیگر شغلی رسمی و دولتی به آنها داده نمی شود حتی اگر بگویند که مسلمان شده اند
این دوست گرامی مطالب گهربار دیگری نوشته اند که خارج از بحث بود در هر حال من همچنان منتظر جواب ایشان یا همفکرانشان در مورد آن چهار مطلب پست قبلی می مانم .
بدیهی است که ایشان مختارند این پست بنده را به هر نحوه که مناسب دیدند پاسخ دهند
