این هم از من

به هر حال نمیشه که همیشه همه چیز بر وفق مراد پیش بره یعنی میشه ولی زود تموم میشه دیروز دوباره تو باشگاه مجروح شدیم (جمع احترام ) . و همان گونه که عالم و آدم خبر دارن قفل در حیاط نیز  خراب شد و باید یکی دیگه نصب  بشه که افتاد به امروز.

و اتفاق خاص دیگه اینکه مدار صفر درجه (فیلم مورد علاقه من ) دیروز آخرین قسمتش هم تمام شد

در این اوضاع بی فیلمی و زشت فیلمی چیز خوبی بود

مخصوصا که توش سیاست زدگی چیزی حدود ۵۰ ٪ بود و می شد تحمل کرد و خب من عاشق اون صحنه اعدام سرگرد فتاحی شدم چون … نمیشه گفت .!

و از شعرهایی که توی فیلم می خوندن هم خوش آمد . شعرها از یک شاعر پرآوازه به نام پل الوار بود

آخرین شعر:

خداوند روز اول زمین را آفرید

روز دوم دریا را

روز سوم رنگها را

روز چهارم صدا را

روز پنجم حیوانات و گیاهان را

روز ششم انسان را

و سپس با خود  اندیشه کرد چه چیز مانده که نیافریده است

در روز هفتم خداوند تو را برای من آفرید

خب برای امروز بسه

حکایت جاری

آقا و یا حتی خانم محترم ۱۳ آبان کم چیزی نیست

ما تو این روز زدیم تو دهن استکبار اونم ۲۹ سال پیش وخب اونم از همون ۲۹ سال پیش

داره میزنه تو دهن ما ولی کی از رو میره ما میریم تظاهرات می کنیم و پرچم یک کشور که نه حداقل سه تا کشور آتش میزنیم که ای بابا می بینی زور ما رو.

به حر هال امسال تصمیم گرفتم به جای نشستن تو خونه اونم روز  ۱۳ آبان پاشم برم یه فعالیت فرهنگی ورزشی کنم به همین خاطر طی یک عملیات انتحاری رفتم تو یک باشگاه بدن سازی عضو شدم الان که یک هفته ای میگزره تاثیرات ۱۳ آبان رو رو بازوهام حس میکنم

پی نوشت: این پست به افتخار ۱۳ آبان نگاشته شده است