اگه فکر کردین میگم که چون یادش تو دلهای ماست اون زنده است اشتباه کردین.
اتفاقا به همین خاطر می گم اون نمرده چون آدمها فقط یک بار می میرن . اون وقتی مرد که همه یادشون رفت که هنرمنده که باید هواشو داشته باشن که باید بهش احترام بزارن که پشت سرش نگن …
بله اونو در حالی که مرده بود تو تلویزیون دیدم مثله مردها .فقط حرکت می کرد
حالا آدمکها نشستن برای خودشون سفره پهن کردن
خوراکش پر و بال گشودن یکی هست که مال این دنیا نبود
خسرو شکیبایی نمرده
جولای 20, 2008 روی 1:28 ق.ظ (ZM, فرهنگ و هنر)
Tags: مرگ, خسرو شکیبایی, شکیبایی
آیا قطعنامه 598 واقعا جام زهر بود
جولای 17, 2008 روی 12:50 ب.ظ (ZM, سیاسی)
Tags: قطعنامه 598, جنگ, جام زهر, خمینی
امروز 27 تير است چند سال قبل يعني دقيقا در 27 تير سال 1367 در چنين روزي ايران با پذيزش قطعناممه شماره 598 شوراي امنيت سازمان ملل با جنگ خود با عراق به طور رسمي پايان داد.
قطعنامه براي پايان دادن به جنگ هشت ساله بين ايران و عراق تنظيم شده بود و توسط شوراي امنيت سازمان ملل به تصويب رسيده بود
ولي ايران از پذيرش آن سر باز ميزد.
اين قطعنامه در 30 تير سال1366 صادر شد ولي يک سال بعد در 27 تير مورد قبول حاکميت ايران قرار گرفت.مسئله اين است چرا ايران اين قطعنامه را قبول کرد در حالي که قبلا آن را نپذيرفته بود و يا در اين يک سال چه اتفاقي افتاد که ايران مجبور شد به آن تن دهد
مهندس ملكي، مسئول ثبت مذاكرات ايران و عراق مي گويد :
“در 25 تير 67 جلسه اي در تهران با حضور سران سه قوه، اعضاي مجلس خبرگان، شوراي نگهبان، شوراي عالي قضائي و دو نماينده از طرف حضرت امام يعني مرحوم حجت الاسلام و المسلمين سيد احمد خميني و آيت الله توسلي و آيت الله مهدوي كني تشكيل شد
چهار گزينه در آن زمان وجود داشت. يكي بحث ميانجيگري الجزاير بود. ديگري پيشنهاد پاكستان به واسطه گري. و بعد هيأت ميانجيگري سازمان كنفرانس اسلامي كه در تهران به سر مي برد و گزينه چهارم پذيرش قطعنامه بود. همان طور كه مي دانيد در كل جنگ 12 قطعنامه و 10 بيانيه از طرف شوراي امنيت صادر شد. به هر حال در اين جلسه كه وزير امور خارجه هم به دليل مسافرت حضور نداشت و نماينده اي هم از وزارت خارجه نبود، نتيجه اين شد كه پذيرش قطعنامه 598 بهتر از راههاي ديگر است.”
اما منظور وي را با اين سخنان رفسنجاني بهتر مي شود درک کرد
” قطعنامه را مدتي پيش از اينكه بپذيريم شوراي امنيت صادر كرده و عراق هم پذيرفته بود، ولي ما آن را قبول نداشتيم.
ايران ميگفت در اين قطعنامه بايد تنبيه متجاوز گنجانده شود و تكليف خسارات وارد شده به ما مشخص شود و اين چيزي بود كه عراقيها نميپذيرفتند”
اما آيا واقعا قصدشان هم همين يود .آيا هنگاميکه بعد از فتح خرمشهر قطعنامه دوم اين جنگ توسط شوراي امنيت صادر شد وکشورهاي حاشيه خليج فارس متعهد شدند قرامتي به ميزان 160 ميليارد دلار به ايران بدهند ايران آن را پذيرفت جواب منفي است و ابته تا اين لحظه هم هيچگونه خسارتي يه ايران داده نشده است
رفسنجاني در اين باره مي گويد
” در ايران آن موقع هيچ كس آمادگي پذيرش آتش بس را نداشت و در همان موقع،جلسه شوراي عالي دفاع، براي تعيين تكليف ادامه جنگ تشكيل شد كه امام فرمودند كه هيچ كس از آتش بس صحبت نكند و اين جنگ بايد تا اهدافي كه داريم ادامه يابد.”
اين اهداف چيست که باعث مي شود جنگي به اين خانمان سوزي شش سال ديگر ادامه پيدا کند
رفسنجاني سپس در باره اهداف خميني چنين اضهار نظر مي کند
” امام (ره) در دوران جنگ مخالف وارد شدن به خاك عراق بودند ادلههاي ايشان نيز قابل توجه بود و بيشتر فكر ميكردند كه در صورت وارد شدن به خاك عراق مردم عراق آسيب خواهند ديد، ولي نظاميهاي ما گفتند كه نميشود وارد نشويم چرا كه در اين صورت عراقيها خود را تجهيز ميكنند و ما ناچار هستيم يا به جنگ ادامه ندهيم و يا وارد خاك عراق شويم.
امام (ره) نيز به شرط اين كه جايي وارد خاك عراق شوند كه مردم آسيب نبينند موافقت كردند به همين دليل در عمليات صورت گرفته جايي انتخاب ميشد كه مردم نبودند “
قضيه بسيار جالب مي شود کشوري به ما حمله ميکند و قسمتي از خاک ما را اشغال مي کند .
حمله عراق به خاک ايران در 29 شهريور 1359 انجام ميشود و ارتش عراق در خاک ما پيشروي مي کند در 6 مهر همان سال يعني دقيقا يک هفته بعد قطعنامه از سوي شوراي امنيت صادر و از طرفين خواسته مي شود در همانجا که هستند بياستند و نجنگند توجه کنيد که حرف برگشتن به مرزهاي بين المللي نيست .ارتش ايران از بين رفته و عملا بي دفاع است و دست بالا را هم در بعد نظامي و هم سياسي عراق در اختيار دارد وايران ضعيفترين دوران خود را مي گذراند.
دومين قطعنامه درباره اين جنگ 22 ماه بعد صادر مي شود يعني زماني که ارتش ايران بازسازي شده و عملياتهاي پيروزمندانه اي را انجام داده و عراق در حال خارج شدن از کشور با تلافات بسيار بالاست
با توجه به مشهود بودن طرفداري بسياري از کشورهاي صاحب قدرت و نفوذ سياسي آنها در ارکان مهم بين المللي ايران هم بعد از آنکه خرمشهر را پس گرفت با توجه به اينکه قرامت هم از سوي اعراب پرداخت ميشد و مرزها هم همان مرزهاي قبل بود چرا ايران اين قطعنامه را قبول نکرد .
مگر در يک جنگ چه اهدافي وجود دارد .
گرفتن غرامت
خارج کردن ارتش متخاصم از کشور
قبول کردن معاهدات بين المللي پيش از آن
و وقتي هم که قرار ميشود به ايران غرامت پرداخت شود متخاصم هم به طور واضح مشخص است
و هم اينکه ايران پيروز اين جنگ است
ولي با همه اينها مخالفت مي شود از سوي رهبر ايران و وي خواستار ادامه جنگ تا رسيدن به اهداف مي شود !
پس هدف چيست؟
آيا چيزي غير از تسخير عراق است
آيا آن جمله معروف که مي گويد راه قدس از کربلا مي گذرد نيست
آيا چيزي جز حس قدرت طلبي يک شخص بي لياقت است
قطعنامه 598
با اين که ايران ميتوانست در اوج قدرت به اين جنگ پايان دهد و تا ابد به اين پيروزي بزرگ
ببالد اينگونه نشد
جان انسان هاي شجاع و پاک دل ايران بايد فداي قدرت طلبي آدمي مي شد که روياي تسخير عراق و نابودي اسراعيل و رسيدن به عنوان تنها رهبر مسلمانان جهان را داشت
حال وقتي اين آدم دو روز بعد از بر باد رفته ديدن اين آرزوها از قبول کردن اين شکست به عنوان جام زهر و نوشيدن جام زهر ياد مي کند .واقعا براي او جام زهر است و براي ايران شکست و سرافکندگي وي فقط براي حفظ حکومت خود در ايران اين قطعنامه را مي پذيرد .
آمريکا به هواپيماي مسافربري ايران شليک مي کند و آن را از بين مي برد ايران چه ميکند ؟ دستها را به نشانه تسليم بالاي سر ميبرد
براي چه جان انسان هاي بيگناه کشته شده در آن حادثه براي حکومت بي ارزش است چون نمي خواهد بيشتر از اين به آمريکا بهانه دهد و باعث ورود او به جنگ و نابودي خود شود.تنها هدف در تمام اين مدت حفظ حکومت خود است حتي به ازاي از دست دادن شرافت ايران حتي به ازاي کشته شدن انسانهاي بيگناه .
حوادث تابستان همان سال پذيرش قطعنامه يعني تا دو ماه بعد از آن کاملا نشانگر اين موضوع است
خميني به اهداف خارج از ايران نرسيده و حاظر نيست حکومت خود را هم از دست بدهد پس دست به کشتار مي زند .
تمام مخالفين وي به صورت دسته جمعي به قتل مي رسند بيش از چهار هزار نفر.
در اين مقاله بحث بر روي قطعنامه 598 بود و کشتار تابستان سال 67 فقط براي اين ذکر شد تا تاکيدي دوباره بر اين باشد که اگر زهري نوشيده شود و آن فرد نميرد بي شک انسان هاي ديگري خواهند مرد
در بالاترین چه می گذرد؟
جولای 17, 2008 روی 5:58 ق.ظ (ZM, آی تی)
Tags: قوانین, آی تی, بالاترین
آیا گفتن حقیقت جرم محسوب میشود!
آیا ما باید فقط درستی حقایقی را که به نفع ماست قبول کنیم یا اینکه اگر
چیزی به نفع ما بود حتی اگر جعلی آن را به نام حقیقت انتشار دهیم
دیروز روز تولد امام اول شیعیان بود من پستی در مورد آن نوشتم و به عنوان
یکی از افرادی که در این کشور زاده شده و زندگی میکنم و حق خود خود میداند
در مورد تمام اتفاقات ملی نظر خود را بیان کند
برای خواندن آن پست به پست قبلی مراجعه کنید
سپس آن را به بالاترین فرستادم اتفاقی که در بالاترین افتاد دور از انتظار نبود ولی تاسف آور بود
لینک بالاترین https://balatarin.com/permlink/2008/7/16/1352058
در آنجا افرادی به بهانه توهین آمیز بودن نظرات شخصی خود را با رای دادن
نشان دادن که کار بسیار ناشایستی بود زیرا شما هم با خواندن آن به من حق
خواهبد داد که بگوییم آن متن توهین آمیز نبود ولی چون بر خلاف نظر بالا
مذهبی ها بود به یورش بردند
سوالی که برای من تا حالا بی جواب مانده این است که تا کی باید بر خلاف
نظر مذهبی ها نتوانیم حرفی بزنیم مگر نه اینکه بالاترین یک جامعه آزاد و
بر اساس رای اعضای آن جامعه است .
اگر تا اینجا را قبول کردید باید بقیه آن را نیز قبول کنید . احترام به قوانین آن را
و این گونه که پیش می روید قوانین چیزی است که فقط وقتی به نفعتان بود به آن عمل کنید
چنین نگرشی باعث خواهد شد که دیگران نیز به چنین راهی بروند
و ما دیگر یک جامعه آزاد و بر اساس قوانین به نام بالاترین نخواهیم داشت
اگر فکر میکنید حرف من نادرست است به وضع فعلی کشور نگاه کنید به نحوه مورد قبول و اجرا شدن قوانین .
این خطر را جدی بگیرید
امروز تولد یک عرب است. آیا امروز روز پدر است؟
جولای 16, 2008 روی 6:02 ق.ظ (ZM, اجتماعی و عمومی)
Tags: امام اول, تولد, روز پدر, شیعه, علی, عرب
هشدار : این نوشتار ممکن است برای شیعیان رنجش بدنبال داشته باشد .اگر شیعه هستید این را نخوانید
امروز 26 تیر سال خورشیدی مصادف با 13 رجب قمری است
امروز در ایران تعطیل رسمی است
علت : تولد امام اول شیعیان و روز پدر
سوال : چرا؟
چرا یعنی این که چرا باید امروز تعطیل اعلام شود و چرا این روز را به نام روز پدر می خوانند(البته این عنوان چند سالیست که به این روز خاص داده شده)
اول می پردازم به این که چرا باید امروز تعطیل رسمی باشد .
در هر کشوری چند روز خاص وجود دارد که در آن روز مردم کارهای خاصی انجام میدهند که مربوط به خاص بودن آن روز است . مثلا در روزهای جشن مردم به جشن و سرور می پردازند و آشنایانشان را به میهمانی دعوت می کنند و یا به میهمانی آنها می روند و …
حال چه چیز باعث خاص بودن آن روز میشود . معمولا مردم به خاطر اتفاقی که در گذشته در یک روز افتاده سالگرد آن روز را در سالهای بعد گرامی میدارند.
این اتفاق به طور حتم به آنها ربط پیدا میکند مثلا می تواند سالروز تولد یا مرگ یک شخصیت مهم کشورشان باشد یا سالروز پیروزی یا جشن های باستانی آن کشور.
اما در کشوری مثل ایران که توسط مردمش اداره نمیشود هم این مثال درست است .مخصوصا وقتی که آنهایی که در مسند قدرت هستند با فرهنگ عامه مردم مشکل دارند و آن را ناپسند تلقی میکنند .
مثالی که برای جمالات بالا می شود آورد تعطیلی امروز است .
چگونه : سالها پیش کودکی عرب از پدر و مادری عرب در یک کشور عربی به دنیا می آید بزرگ میشود و بر علیه ایران (کشور ما)می جنگد آن را اشغال و مردمانش را میکشد اموالشان را تاراج می کند فرهنگ آنها را به تمسخر می گیرد و دینشان را توهین تلقی میکند و تلاش مینماید دین خود را که بهانه این حمله وحشیانه است به خورد آنها بدهد چند سال بعد آن عرب قدرت اول اعراب می شود و به خلافت می رسد و چهارمین خلیفه مسلمانان تا ابد باقی میماند .
او کیست : علی خلیفه چهارم مسلمانان و امام اول شیعیان.
امروز به خاطر او در ایران تعطیل رسمی است آیا او که روزگاری دشمن ایرانیان و اشغالگر کشور ما بوده و تلاش کرده فرهنگ اصیل ایرانی را از بین ببرد چنین شایستگی دارد. آیا کشور دیگری را سراغ دارید که روزی را به افتخار تولد کسی که کشورشان را تصاحب کرده تعطیل رسمی کرده باشند.فکر نمی کنم جوابتان مثبت باشد .
پس چرا ایرانیان که به عشق ورزی به وطنشان مشهورند چنین کردند. آیا این می تواند تصمیم خود مردم ایران باشد یا گروه دیکتاتوری که به رهبری علی خامنه ای ایران را تبدیل به جزئی از کشورهای عربی تبدیل کرده.آیا در زادگاه او این روز تعطیل است. درجهان یک میلیارد و سیصد میلیون مسلمان در کشورهای مختلف زندگی میکنند آیا آنها تولد این عرب را تعطیل کرده و برایش جشن میگرند . از آن یک یک میلیارد و سیصد میلیون مسلمان حدود دویست میلیون نفر شیعه هستند که در کشورهای ایران عراق جنوب پاکستان و جنوب لبنان و اندکی هم در بحرین و بقیه در کشورهای دیگر پخش هستند کدام کشور دیگر به جز ایران آن روز را تعطیل اعلام
کرده اند.
پس در ایران تولد کسی را تعطیل می کنند که
1-عرب است
2-دینی غیر از دین ایرانی دارد
3-به کشور ما حمله کرده و آن را تا جایی که تونسته در اشغال خود نگه داشته
4-ایرانیان را انسانهای درجه دو حساب کرده و به بردگی گرفته و به دین و فرهنگشان توهین کرده
5-و اگر بخواهیم بگوییم تا هزار شماره میرسد
پس چرا این اتفاق در ایران افتاده اینکه خواست مردم ایران نیست .جز این که کسانیکه در ایران قدرت را در دست دارند با این کارها خود را نماینده او و فرزندانش و سپس خدا می دانند میخواهند همچنان باشند ولی به چه قیمتی در این که آنها خاعن هستند شکی نیست ولی فکر نمی کردم که اینقدر احمق هم باشند که دینی که هزار و چهارصد سال توانست در ایران زنده بماند با همین کارها در سی سال فاتحه اس خوانده شد
روز پدر
این یکی قدمتی سی ساله ندارد و چند سالی میشود مد شده هفت یا هشت سال و در راستای خانواده ی خدایی است چرا که روز تولد زنش را روز مادر کردند (طفلکی در 9 سالگی مادر شد فکر میکنید چیزی از مادر بودن فهمید) و این هم باید روز پدر باشد ولی چرا اینقدر دیر به فکر افتادند
البته این پدر شباهتی به پدرهای ایرانی ندارد او موفق شد تا 63 سالگی چندین زن جوان بخوانید کودک برای خود دست و پا کند این بغیر از کنیزکانی است که جز اموال شخصی وی بودند و با رکورد 17 دختر و 18 پسر در حالیکه احساس جوانی می کرد کشته شد.
آیا پدر در ایران میشناسید که دارای چیزی نزدیک به این رکورد باشد
آیا می توانید بگویید که چه کسی در ایران این مرد را الگوی خود میداند به جز متعصبین اندک شیعه
و در آخر یک سوال چرا امروز باید تعطیل و روز پدر اعلام شود
لعنت بر کسی که برق ما رو قطع کنه
ژوئن 20, 2008 روی 8:18 ق.ظ (ZM, اجتماعی و عمومی)
Tags: قطعی برق, لعنت, برق
از چند روز پیش به لطف الطاف دولت عدالت مهور و عدالت گستر احمدی نژاد برق هم به کالایی دارای شخصیت
سهمیه بندی رسیده است و از آنجا که این بی عرضه ها نمیتونند یا نمی خواهند که این مشکل ها برای ما پیش نیاد ماهم این لعنت رو میفرستیم
کدوم مشکلها:
1-عرق ریزی در گرما (این در راستای یخ زدن در سرما است)
2-از دست دادن وقت
3-از دست دادن نوشته ها و فایلهایی که داری براشئن جون می کنی و فریضه ی واجب سیو کردن رو هم انجام ندادیم
4-محروم از اینترنت
